سيد صادق سجادى

197

تاريخ برمكيان ( فارسى )

خاطر گذرد « 1 » به ذهن وقّاد ، او را دريابد ؟ چون قصهء مذكور تمام شد و روز به آخر « 2 » رسيد ، مرا در محافظت آنچه گذشته بود در آن مجلس وصيّتهاى فراوان كرد و از آن مجلس بخاست . اگر درين حكايت مردمان « 3 » دانا و عاقل ، انديشه را كار فرمايند فوايد كلى در امور ملكى و مصالح جهاندارى روشن شود و از آن رأيها به جهت سلاطين و وزرا كار جهان را رونق دهد كه از انديشه‌هاى خام پادشاهان و رأيهاى بىاصل وزرا كار جهان ابتر شود و خراب شود و زير و زبر گردد . و اللّه اعلم بالصّواب . حكايت ذكر « 4 » رعايت برامكه مسلم وليد انصارى را به شعر خواندن و صلات يافتن « 5 » ثقات آورده‌اند كه مسلم وليد انصارى كه او را صريع الغوانى « 6 » گفتندى و در فضل و بلاغت و شعر و ادب كمالى تمام داشت و خدمت يزيد شيبانى كردى ، چون يزيد شيبانى را واقعه و حادثه‌اى پيش‌آمد و بىنوا شد « 7 » ، خود را به طرف بغداد انداخت و در خانه سهل بن عبد اللّه نزول كرد . چون سهل شعر و هنر و فضايل او بسيار شنيده بود به تعهّد احوال او مشغول شد . زن او سكينه نام عورتى بود عفيفه و خردمند و به خانه بزرگان آمد و شدى داشت و به خدمت مادر جعفر برمكى نيز گاه‌گاه رفتى « 8 » . اتفاقا سكينه به خدمت مادر جعفر برمكى ، زن يحيى ، نشسته « 9 » بود و كنيزكان مطربه « 10 » در خانهء خود سرود مىگفتند

--> ( 1 ) . اساس : - گذرد . ( 2 ) . ك : روز نيمه . ( 3 ) . ك : مردان . ( 4 ) . اساس : - ذكر . ك : ذكر در . ( 5 ) . ك : صلات گرفته . ( 6 ) . همه نسخها : صريح العوانى . تصحيح قياسى است . ( 7 ) . اساس به جاى « بىنوا شد » دارد : بىاختيار . ( 8 ) . اساس ، ك به جاى عبارت « در خانهء سهل . . . گاه رفتى » ، دارند : « و در خانه كنيزكى نزول كرد و لقب خود گفت . آن زن گفت من شعر و هنر تو بسيار شنيده‌ام و مرا تعهّد بسيار كرد . و آن زن سكينه نام داشت . عورتى اصيل و خردمند ( ك : مودّب ) بود و مودّب و شايستگى خدمتهاى حرم بزرگان داشت و به خدمت مادر جعفر برمكى كه رابعهء عصر و عفيفهء عهد خود بود » . از ل نقل شد . ( 9 ) . اساس : - نشسته . ( 10 ) . اساس : مطربان .